:: اللهم عجل لوليك الفرج و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و شيعته و المستشهدين بين يديه و زین الارض بطول بقائه::


. . .فجر نـور و شـور حسینی. . .

اول از حسین و فاطمه (سلام الله علیهما)

 

لطف حسین ما را تنها نمی‌گذارد
گر خلق وا گذارد، او وا نمی‌گذارد

او کشتی نجات و کشتی شکسته ماییم
مولا به کام غرقاب مارا نمی‌گذارد

هل من معین او را باید جواب دادن
شیعه امام خود را تنها نمی‌گذارد

زهرا به دوستانش قول بهشت داده است
بر روی گفته خویش او پا نمی‌گذارد

ما و فسرده حالی مولا نمی‌پسندد
مسکین و دست خالی مولا نمی‌گذارد

از بس گناهکاریم ما مستحق ناریم
باید که سوخت مارا زهرا نمی‌گذارد

 

اما از دهه فجر که باعث سرور قلب حسین علیه السلام شد.

 (1)

 

از اوج بروج حق سردار قیام آمد

بر شوق سماع جان، انوار امام آمد

طاغوت نگونسر شد با خاک برابر شد

شمشیر اناالحق چون بیرون ز نیام آمد

آن پیر پیام آور بت بر کن ولا گستر

بر گستره ای لبریز از خون و قیام آمد

گفتا که من آن بحرم کارام نمی گیرد

در مسلک بیداران آرام، خرام آمد

عنبر چکد از نامش، سر مقدم اقدامش

بر لحظه سرمستان اکسیر دوام آمد

پیک خبر بهمن سرداد به هر برزن

کای منتظران خیزید، خیزید امام آمد                                                             «غلامرضا رحمدل»

در آفتابِ نگاه تو، صبورِ پیرِ بهارآوا

زمین شکفت و زمان گل کرد، به جشنواره ی رؤیاها

در آن هزاره ی خاموشی، کسی به عشق نمی تابید

دمید عطرِ نگاه دوست، و ناگهان تو شدی پیدا

عذابِ پوچی و دلتنگی، به سر رسید و بهار آمد

دلم هجومِ طراوت شد، جهان و جان همه شد زیبا

بهار؛ هدیه ی دستانت، به کوچه های خزان دیده

شکوفه؛ فرصت چشمانت، به باغ های پر از رؤیا

دلت نسیم بهاری بود، در آب و آینه جاری بود

چه عاشقانه گذر کردی به دشت های پُر از یلدا

تو رفته ای و سرودی نیست، بیا و باز شبی روشن

به خوابِ آینه ها گل کن، بخوان برای دلِ گُل ها

بهارِ پیرِ من ای بُرنا، بیا به زمزمه تا فردا

دوباره خوشه کند رؤیا، دوباره زنده شود دنیا...                                            «عبدالرضا رضایی»

نظر خوانندگان در مورد اين مطلب ارسال نظر شما